puissant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

puis·sant/ˈpjuːɪsənt/
puispower-anthaving quality of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more puissantsuperlative (عالی): most puissant

صفت — نیرومند

نیرومندتواناقدرتمند

دارای قدرت یا نفوذ بالا؛ نیرومند.

Having great power or influence; mighty.

«پادشاه قدیم حکمرانی نیرومند بود.»

The ancient king was a puissant ruler.

«او به نیروی نیرومندی در سیاست تبدیل شد.»

She became a puissant force in politics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
powerfulقدرتمند

متداول. معانی مشابه؛ داشتن قدرت یا نفوذ زیاد.

Common. Similar in meaning; having great strength or influence.

mightyنیرومند

ادبی. مترادف نزدیک، اغلب شاعران.

Literary. Close synonym, often used poetically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000