puke

/pjuːk/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): pukedpast participle (مفعولی): puked-ing (حال): puking3rd (سوم): pukes

فعل — استفراغ کردن

استفراغ کردنبالا آوردن

استفراغ کردن؛ محتویات معده را از طریق دهان بیرون ریختن.

To vomit; to eject the contents of the stomach through the mouth.

«آنقدر حالت تهوع داشت که فکر می‌کرد می‌خواهد بالا بیاورد.»

He felt so sick he thought he was going to puke.

«بچه روی پیراهن جدیدش بالا آورد.»

The baby puked all over her new shirt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitاستفراغ کردن

رایج. رسمی‌تر/پزشکی‌تر از 'puke' است. در هر زمینه‌ای قابل تعویض است، اما 'puke' غیررسمی‌تر است و اغلب در گفتار روزمره، به ویژه با کودکان یا در بافت‌های کمتر جدی استفاده می‌شود.

Common. More formal/medical than 'puke'. Interchangeable in any context, but 'puke' is more informal and often used in everyday speech, particularly with children or in less serious contexts.

2noun (اسم)informal

اسم — استفراغ

استفراغبالا آورده

عمل استفراغ کردن، یا استفراغ (محتویات بالا آورده شده).

The act of vomiting, or the vomit itself.

«بعد از مهمانی روی زمین استفراغ بود.»

There was puke on the floor after the party.

«او به سرعت استفراغ را تمیز کرد.»

He quickly cleaned up the puke.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitاستفراغ

رایج. رسمی‌تر/پزشکی‌تر. قابل تعویض است، اما 'puke' به عنوان اسم معمولاً بسیار غیررسمی است و اغلب در عبارات حال بهم‌زن یا عامیانه استفاده می‌شود.

Common. More formal/medical. Interchangeable, but 'puke' as a noun is typically very informal and often used in disgusted or colloquial expressions.

sickتهوع

غیررسمی. می‌تواند به صورت عامیانه برای استفراغ استفاده شود، به ویژه در عباراتی مانند 'sick را تمیز کرد'. به عنوان یک اسم مستقیم برای ماده خارج شده، کمتر از 'vomit' یا 'puke' رایج است.

Informal. Can be used colloquially to refer to vomit, especially in phrases like 'cleaned up the sick'. Less common than 'vomit' or 'puke' as a direct noun for the ejected matter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000