در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حالت تهوعآور یا مایه بدحالی، ناخوشایند.
Feeling or causing nausea; sickly unpleasant.
«بو آنقدر بد بود که حالت تهوع پیدا کردم.»
“The smell was so bad it made me feel puky.”
«او بعد از بیماری رنگ پرید و ناخوش به نظر میرسید.»
“She looked pale and puky after the illness.”