puked

/pjuːkt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): pukedpast participle (مفعولی): puked-ing (حال): puking3rd (سوم): pukes

فعل — استفراغ کرد

استفراغ کردبالا آورد

گذشته فعل استفراغ کردن؛ بالا آوردن غذا یا مواد.

Past tense of puke; to have vomited or thrown up.

«بعد از خوردن غذای فاسد استفراغ کرد.»

He puked after eating spoiled food.

«بخاطر بیماری تمام شب بالا آورد.»

She puked all night due to the illness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitedاستفراغ کرد

رایج و رسمی‌ترین معادل puke است.

Common and formal synonym for puke.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000