در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به یا به عنوان مجازات عملکننده.
Relating to or serving as punishment.
«قاضی اقدامات تنبیهی را بر خلافکار اعمال کرد.»
“The judge imposed punitory measures on the offender.”
«قوانین تنبیهی برای جلوگیری از جرم طراحی شدهاند.»
“Punitory laws are designed to deter wrongdoing.”