put all one's eggs in one basket

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put all one's eggs in one bas·ket/pʊt ɔl wʌnz ɛɡz ɪn wʌn ˈbæskət/
phrase (عبارت)common

عبارت — همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشتن

همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشتنهمه چیز را روی یک گزینه شرط بستن

همه امید یا سرمایه را فقط روی یک راه یا فرصت گذاشتن.

To risk everything on one plan, person, or opportunity.

«همه امیدت را به یک راه نبند.»

Do not put all your eggs in one basket.

«او همه امیدش را به همان شغل بست.»

She put all her eggs in one basket with that job.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000