put to work

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt tə wɜːrk/
phrase (عبارت)common

عبارت — به کار گماشتن

به کار گماشتنبه کار انداختن

فرد، وسیله یا ایده‌ای را به کار انداختن تا کاری مفید انجام دهد.

To make a person, thing, or idea begin doing useful work.

«مدیر فوراً کارکنان جدید را به کار گماشت.»

The manager put the new staff to work at once.

«پس‌اندازت را برای آینده به کار بینداز.»

Put your savings to work for the future.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000