در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به کندی و بدون عجله با کارهای کوچک یا بیهدف انجام دادن کاری یا حرکت کردن.
Moving or working in an aimless or leisurely manner, often with small tasks or without hurry.
«تمام بعدازظهر را مشغول کاری بیهدف در گاراژ بود.»
“He was puttering around the garage all afternoon.”
«صبح را به آرامی و بدون عجله در باغچه گذراند.»
غیررسمی. به معنی کار بیهدف یا اتفاقی روی کارهای کوچک؛ مشابه puttering مخصوصا درباره تعمیرات یا پروژهها.
Informal. Means working aimlessly or casually at small tasks; similar to 'puttering' especially with repairs or projects.