putt

/pʌt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): puttedpast participle (مفعولی): putted-ing (حال): putting3rd (سوم): putts

فعل — ضربه کوتاه در گلف

ضربه کوتاه در گلف

ضربه نرم زدن به توپ گلف به‌طوری که داخل سوراخ برود.

Hit a golf ball softly to roll it into the hole.

«او توپ را داخل سوراخ ضربه کوتاه زد.»

He putted the ball into the hole.

«یک ضربه کوتاه خوب می‌تواند بازی را ببرد.»

A good putt can win the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapزدن ملایم

متداول. بر ضربه ملایم تأکید دارد؛ در زمینه گلف کاربرد دارد.

Common. Emphasizes a gentle hit; works in golf contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000