quippy

quip·py/ˈkwɪpi/
quipa witty or clever remark-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): quippiersuperlative (عالی): quippiest

صفت — طنزآمیز

طنزآمیزبذله‌گو

دارای اظهارنظرهای بذله‌آمیز یا هوشمندانه.

Marked by witty or clever remarks.

«اظهارنظرهای بذله‌گویانه‌اش همه را خنداند.»

Her quippy comments made everyone laugh.

«او به پاسخ‌های طنزآمیزش شناخته شده است.»

He is known for his quippy replies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wittyبذله‌گو

رایج. باهوش و طنزآمیز؛ بسیار مرتبط اما quippy بیشتر روی جملات کوتاه تاکید دارد.

Common. Clever and humorous; closely related but 'quippy' focuses more on short remarks.

sarcasticطعنه‌آمیز

رایج. استفاده از طنز یا تمسخر؛ ممکن است با quippy همپوشانی داشته باشد اما لحن تندتر دارد.

Common. Using irony or mockery; can overlap with quippy but often harsher tone.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000