در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طریقی که سردرگمی ملایم، کنجکاوی یا تفریح را نشان میدهد.
In a manner showing mild puzzlement, curiosity, or amusement.
«او به شیء عجیب به شک نگاه کرد.»
“She looked quizzically at the strange object.”
«او ابرویش را متعجبانه بالا برد.»
“He raised an eyebrow quizzically.”