quorum

quor·um/ˈkwɔːrəm/
quor-of whom-umgroup marker
noun (اسم)formal

اسم — حد نصاب

حد نصابتعداد لازم برای تصمیم‌گیری

حداقل تعداد اعضایی که برای قانونی بودن جلسه لازم است.

The minimum number of members required to conduct a meeting legally.

«بدون حد نصاب جلسه نمی‌توانست شروع شود.»

The meeting couldn't start without a quorum.

«حد نصاب پنج عضو لازم است.»

A quorum of five members is needed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000