rad

/ræd/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): raddersuperlative (عالی): raddest

صفت — باحال

باحالعالیخارق‌العاده

اصطلاح غیررسمی به معنی عالی، جذاب یا تأثیرگذار.

Informal term meaning excellent, cool, or impressive.

«اون حرکت اسکیت‌بورد واقعاً باحال بود!»

That skateboard trick was so rad!

«او سبک بسیار جذابی دارد.»

She's got a rad style.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coolباحال

غیررسمی. معمولاً با 'rad' برای بیان تأیید در بین جوانان قابل تعویض است، مثلاً «این حرکت باحاله.»

Informal. Often used interchangeably with 'rad' among younger speakers to express approval, e.g. 'That's a cool trick.'

awesomeفوق‌العاده

غیررسمی. برای نشان دادن تحسین یا هیجان زیاد به کار می‌رود، مشابه 'rad'. مثال: «عالی کار کردی!»

Informal. Used to show strong admiration or excitement, similar to 'rad'. Example: 'You did an awesome job!'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000