raffles

/ˈræflz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): raffles

اسم — قرعه‌کشی

قرعه‌کشیقرعه‌کشی جایزه

یک قرعه‌کشی که افراد بلیت می‌خرند تا جایزه ببرند

A lottery in which people buy tickets to win prizes

«برای قرعه‌کشی خیریه بلیت خریدیم.»

We bought tickets for the charity raffles.

«قرعه‌کشی‌ها پول برای مدرسه جمع کردند.»

The raffles raised money for the school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lotteryلاتاری

رایج است. اصطلاح کلی برای قرعه‌کشی‌های شانسی.

Common. General term for chance-based prize drawings.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): raffledpast participle (مفعولی): raffled-ing (حال): raffling3rd (سوم): raffles

فعل — قرعه‌کشی کردن

قرعه‌کشی کردن

برگزاری یا شرکت در قرعه‌کشی (شکل سوم مفرد)

To hold or participate in a raffle (third person singular present)

«او هر سال برای یک هدف خوب قرعه‌کشی می‌کند.»

She raffles every year for a good cause.

«باشگاه به صورت ماهانه جوایز را قرعه‌کشی می‌کند.»

The club raffles off prizes monthly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000