raided

raid·ed/ˈreɪdɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): raidedpast participle (مفعولی): raided-ing (حال): raiding3rd (سوم): raids

فعل — حمله کرد

حمله کردحمله ناگهانی کرد

گذشته فعل 'raid' که به معنی حمله ناگهانی برای دزدی یا تصرف است.

Past tense of 'raid', to attack suddenly to steal or capture.

«ارتش در سپیده‌دم به اردوگاه دشمن حمله ناگهانی کرد.»

The army raided the enemy camp at dawn.

«پلیس دیروز به انبار غیرقانونی حمله کرد.»

Police raided the illegal warehouse yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackedحمله کرد

رایج. در زمینه عمل ناگهانی و خشونت‌آمیز جایگزین است.

Common. Interchangeable in contexts of sudden violent or aggressive action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000