railcar

rail·car/ˈreɪlkɑːr/
raila bar or track of metalcara vehicle
noun (اسم)commonplural (جمع): railcars

اسم — واگن قطار

واگن قطارکالسکه قطار

یک وسیله نقلیه ریلی، مانند واگن باری یا واگن مسافربری.

A railway vehicle, such as a freight car or passenger car.

«واگن قطار پر از غلات برای صادرات بود.»

The railcar was filled with grain for export.

«مسافران سوار واگن قطار مدرن شدند.»

Passengers boarded the modern railcar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carriageواگن

روزمره. عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی برای واگن مسافربری قطار استفاده می‌شود. 'Railcar' می‌تواند هم به واگن مسافربری و هم به واگن باری اشاره کند و در انگلیسی آمریکایی برای وسیله نقلیه مسافربری خودکششی رایج است. 'ما در آخرین واگن سوار شدیم' درست است، 'ما در آخرین واگن قطار سوار شدیم' نیز همینطور، اما 'carriage' به طور خاص به مسافر اشاره دارد.

Everyday. Primarily used in British English for a passenger car on a train. 'Railcar' can refer to both passenger and freight cars, and is common in American English for a self-propelled passenger vehicle. 'We rode in the last carriage' works, 'We rode in the last railcar' works, but 'carriage' specifically implies passenger.

wagonواگن

روزمره. اغلب برای واگن‌های باری روباز یا به طور تاریخی برای وسایل نقلیه اسب‌کشی استفاده می‌شود. 'Railcar' اصطلاح کلی‌تری برای هر وسیله نقلیه ریلی است. 'واگن با زغال‌سنگ بارگیری شد' درست است، 'واگن قطار با زغال‌سنگ بارگیری شد' نیز همینطور، اما 'wagon' ممکن است به نوع خاصی از واگن باری اشاره کند.

Everyday. Often used for open freight cars or historically for horse-drawn vehicles. 'Railcar' is a more general term for any railway vehicle. 'The wagon was loaded with coal' works, 'The railcar was loaded with coal' also works, but 'wagon' might imply a specific type of freight car.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000