در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مزرعهای را اداره یا مدیریت کردن (گذشته ranch).
Operated or managed a ranch (past tense of ranch).
«آنها سالها گاوها را در تگزاس دامداری کردند.»
“They ranched cattle in Texas for years.”
«او پس از بهارث بردن زمین، به طور مستقل دامداری کرد.»
“She ranched independently after inheriting the land.”