در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک گوسفند نر، مخصوصاً برای تولید مثل.
A male sheep, especially one used for breeding.
«کشاورز یک گوسفند نر قوی برای گلهاش خرید.»
“The farmer bought a strong ram for his flock.”
«گوسفندهای نر در فصل جفتگیری میتوانند پرخاشگر باشند.»
“Rams can be aggressive during mating season.”
با قدرت و شدت به چیزی برخورد کردن یا هل دادن، معمولاً با ضربه زدن.
To strike or push something forcefully, often by crashing into it.
«ماشین به مانع برخورد کرد.»
“The car rammed into the barrier.”
«او در را با قدرت بست.»
رایج؛ به معنی ضربه زدن است و میتواند در بعضی موقعیتها جایگزین ram شود.
Common verb meaning to hit or strike something, can replace ram in some contexts.