rattlesnake

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ratt·le·snake/ˈrætlˌsneɪk/
rattleto make a rapid series of short soundssnakea long limbless reptile
noun (اسم)commonplural (جمع): rattlesnakes

اسم — مار زنگی

مار زنگی

مار سمی بومی آمریکا که به دلیل صدایی که دمش تولید می‌کند به این نام شناخته می‌شود.

A venomous snake native to the Americas, named for the sound made by the segments of its tail.

«مار زنگی با صدای خاص دمش به ما هشدار داد.»

“A rattlesnake warned us with a distinctive rattle.”

«مارهای زنگی خطرناک هستند و باید از آن‌ها دوری کرد.»

“Rattlesnakes are dangerous and should be avoided.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000