rattlesnakes

rat·tle·snakes/ˈrætlˌsneɪks/
rattleto make rapid short soundssnakea legless reptile
noun (اسم)commonplural (جمع): rattlesnakes

اسم — مار زنگی

مار زنگیمار زنگوله‌ای

مارهای سمی که با دم خود صدای تق‌تق ایجاد می‌کنند تا هشدار دهند.

Venomous snakes that produce a rattling sound with their tails as a warning.

«مارهای زنگی با صدای تکان دادن دم هشدار می‌دهند.»

Rattlesnakes warn with a shaking tail sound.

«پیاده‌روی نزدیک مارهای زنگی نیاز به احتیاط دارد.»

Hiking near rattlesnakes requires caution.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000