ravage

rav·age/ˈrævɪdʒ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): ravagedpast participle (مفعولی): ravaged-ing (حال): ravaging3rd (سوم): ravages

فعل — ویران کردن

ویران کردنتخریب کردن

صدمه شدید و گسترده وارد کردن یا ویران کردن.

To cause severe and extensive damage or destruction.

«توفان شهر ساحلی را ویران کرد.»

The hurricane ravaged the coastal town.

«جنگ برای سال‌ها کشور را تخریب کرد.»

War ravaged the country for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
devastateویران کردن

رسمی. قوی‌تر، معمولاً برای بلایا یا جنگ به کار می‌رود.

Formal. Stronger, used often in disasters or war contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000