rave

/reɪv/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): ravedpast participle (مفعولی): raved-ing (حال): raving3rd (سوم): raves

فعل — تعریف کردن

تعریف کردنستودن

با هیجان صحبت کردن یا چیزی را با ستایش زیاد وصف کردن.

To speak enthusiastically or praise something highly.

«آنها از رستوران جدید بسیار تعریف کردند.»

They raved about the new restaurant.

«او دیشب کنسرت را بسیار تحسین کرد.»

She raved over the concert last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
praiseتحسین کردن

رایج. تحسین یا تمجید مثبت.

Common. Positive appreciation or commendation.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): raves

اسم — رِیو (جشن رقص)

رِیو (جشن رقص)

مهمانی رقص الکترونیک با موسیقی بلند و نورپردازی.

An electronic dance party featuring loud music and lights.

«ما تمام شب در یک ریو بودیم.»

We went to a rave all night.

«ریو موسیقی بلند و نورهای چشمک‌زن داشت.»

The rave had loud music and flashing lights.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000