raviolo

rav·i·o·lo/ˌræviˈoʊli/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ravioli

اسم — راویولی (یک عدد)

راویولی (یک عدد)رشته فرنگی پر شده

یک تکه راویولی که نوعی پاستای ایتالیایی متشکل از یک مغز بین دو لایه خمیر نازک پاستا است.

A single piece of ravioli, which is a type of Italian pasta consisting of a filling sealed between two layers of thin pasta dough.

«او برای ناهار یک عدد راویولی بزرگ خورد.»

He ate one large raviolo for lunch.

«یک تکه راویولی در بشقاب باقی مانده بود.»

A single raviolo was left on the plate.

2noun (اسم)commonplural (جمع): ravioli

اسم — راویولی

راویولیکوفته ریزه ایتالیایی

نوعی پاستای مربعی یا گرد کوچک در آشپزی ایتالیایی که با مواد خوش‌طعم (مثل گوشت یا پنیر) پر می‌شود.

(Plural) Small square or circular pasta cases with savory fillings (as of meat or cheese) in Italian cuisine.

«دیشب برای شام راویولی داشتیم.»

We had ravioli for dinner last night.

«آشپز یک بشقاب راویولی اسفناج خوشمزه آماده کرد.»

The chef prepared a delicious plate of spinach ravioli.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dumplingکوفته

کلی. اصطلاحی کلی برای توده‌ای کوچک از خمیر که در مایع پخته می‌شود. راویولی نوع خاصی از کوفته است، پس 'dumpling' عمومی‌تر است اما ویژگی پاستای ایتالیایی را ندارد.

General. A broad term for a small mass of dough cooked in liquid. 'Ravioli' is a specific type of dumpling, so 'dumpling' can be used more generally but doesn't convey the Italian pasta specific.

3noun (اسم)commonplural (جمع): ravioli

اسم — راویولی (شیرینی)

راویولی (شیرینی)

یک ماده غذایی کوچک شیرینی‌مانند که شبیه پاستای ایتالیایی است و اغلب در آشپزی‌های مختلف یافت می‌شود.

A small pastry-like food item that resembles the Italian pasta, often found in various cuisines.

«آنها یک راویولی شیرین برای دسر سرو می‌کنند.»

They serve a sweet raviolo for dessert.

«نانوا راویولی‌های شکلاتی با مغز میوه درست کرد.»

The baker made chocolate ravioli with fruit filling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000