raving

rav·ing/ˈreɪvɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ravedpast participle (مفعولی): raved-ing (حال): raving3rd (سوم): raves

فعل — دیوانه‌وار صحبت کردن

دیوانه‌وار صحبت کردندم‌و‌چهار کردن

صحبت کردن به شکل نامنظم و هیجانی، معمولاً با شدت یا خشم.

Speaking wildly or irrationally, often with excitement or anger.

«او درباره تصمیم ناعادلانه به‌شدت صحبت می‌کرد.»

He was raving about the unfair decision.

«او تمام شب در مهمانی حرف‌های نامنظم می‌زد.»

She kept raving all night at the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rantingخروشیدن

رایج. تاکید بر صحبت‌های خشمگین یا بلند دارد و معمولاً منفی است.

Common. Emphasizes angry or loud speech, often negative. Similar in usage to 'raving'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000