raves

/reɪvz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): ravedpast participle (مفعولی): raved-ing (حال): raving3rd (سوم): raves

فعل — غرق در تعریف شدن

غرق در تعریف شدنبا شور توصیف کردن

با شور و شوق زیاد درباره چیزی صحبت کردن.

To speak about something with great enthusiasm or admiration.

«او درباره فیلم جدید بسیار تعریف می‌کند.»

She raves about the new movie.

«منتقدان از اجرای او بسیار تعریف کردند.»

Critics raved over his performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
praiseتحسین کردن

رایج. وقتی تعریف کردن یا نظر مثبت دادن باشد قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when expressing admiration or positive opinion.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — تعریف

تعریفتمجید

بیان شورآمیز تحسین یا تمجید.

An enthusiastic expression of praise or admiration.

«آلبوم نقدهای پرتحسینی دریافت کرد.»

The album received rave reviews.

«تعریف‌های بازیگر مخاطبان را خوشحال کرد.»

The actor's raves pleased the audience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
praiseتحسین

رایج. اشاره به تعریف یا نظر مثبت دارد.

Common. Similar meaning referring to positive comments or admiration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000