در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پس از یک دوره پرهیز یا بهبودی، دوباره به چیزی معتاد شدن.
Having become addicted again to something after a period of abstinence or recovery.
«او پس از سالها تلاش برای ترک، دوباره به نیکوتین معتاد شد.»
“He was readdicted to nicotine after trying to quit for years.”
«مستند به موارد افراد دوباره معتاد شده پرداخت.»
“The documentary covered cases of readdicted individuals.”
رایج. به برگشت به یک عادت بد یا بیماری پس از بهبودی اشاره دارد که اغلب در زمینه پزشکی یا روانشناختی استفاده میشود. «بیمار عود کرده» درست است. «فرد دوباره معتاد شده» مستقیماً به خود اعتیاد اشاره دارد.
Common. Refers to falling back into a bad habit or illness after recovery, often used in a medical or psychological context. 'A relapsed patient' works. 'A readdicted person' is more direct about the addiction itself.