verb (فعل)common
فعل — دوباره به عهده گرفتن
دوباره به عهده گرفتندوباره شروع کردن
اسم مصدر حال reassume؛ دوباره مسئولیت یا نقش به عهده گرفتن
present participle of reassume; to take on again a role or responsibility
«او پس از دوره موقت دوباره رهبری را به عهده میگیرد.»
“He is reassuming leadership after the interim period.”
«شرکت دوباره کنترل پروژه را به دست میگیرد.»
“The company is reassuming control of the project.”
تفاوت با واژههای مشابه
retake— دوباره گرفتن
رایج. برای گرفتن دوباره نقش یا موقعیت به کار میرود.
Common. Used for taking back a role or position.