reattachment

re·at·tach·ment/ˌriːəˈtætʃmənt/
re-againattachmentthe act of fastening
noun (اسم)common

اسم — دوباره وصل کردن

دوباره وصل کردناتصال مجدد

عمل یا فرایند دوباره وصل کردن چیزی

the act or process of fastening something again

«وصل دوباره کابل مشکل را حل کرد.»

The reattachment of the cable fixed the problem.

«وصل مجدد نیازمند ابزار و دقت است.»

Reattachment requires tools and care.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reattachingدوباره وصل کردن

به همان فرایند اشاره دارد؛ اسم مصدر فعلی.

Refers to the same process; verbal noun form.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000