verb (فعل)formalpast (گذشته): reattachedpast participle (مفعولی): reattached-ing (حال): reattaching3rd (سوم): reattaches
فعل — دوباره وصل کردن
دوباره وصل کردنمجدد متصل کردن
چیزی را پس از جدا شدن دوباره وصل کردن.
To attach something again after it has been detached.
«او سیم شل را دوباره به مدار وصل کرد.»
“He reattached the loose wire to the circuit.”
«پزشک انگشت قطعشده را با موفقیت دوباره پیوند زد.»
“The doctor successfully reattached the severed finger.”
تفاوت با واژههای مشابه
reconnect— دوباره وصل کردن
متداول. در زمینههای کلی وصل کردن دوباره قابل جایگزینی با reattach است.
Common. Interchangeable with 'reattach' in general contexts of connecting again.
reattach— دوباره متصل کردن
رسمی. به خصوص در زمینههای فنی یا پزشکی کاربرد دارد.
Formal. Used especially in technical or medical contexts.