reassurance

re·as·sur·ance/ˌriːəˈʃʊrəns/
re-again / backassureto tell someone positively to remove doubt-ancestate or quality
noun (اسم)common

اسم — اطمینان خاطر

اطمینان خاطرآرامشتسکین

عمل اطمینان و آرامش دوباره دادن به کسی؛ حالتی که فرد دوباره احساس اطمینان کند.

The action of giving fresh confidence or comfort to someone; the state of being made to feel confident again.

«او پس از حادثه نیاز به اطمینان خاطر داشت.»

She needed reassurance after the accident.

«سخنان او حس اطمینان خاطر را فراهم کرد.»

His words provided a sense of reassurance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
comfortآرامش

روزمره. اغلب به آسایش جسمی یا تسکین عاطفی اشاره دارد. 'او در سخنان او آرامش یافت'. 'Reassurance' به طور خاص در مورد از بین بردن شک یا ترس است، در حالی که 'comfort' اصطلاح گسترده‌تری برای بهتر کردن حال کسی است.

Everyday. Often refers to physical ease or emotional solace. 'She found comfort in his words'. 'Reassurance' is specifically about dispelling doubt or fear, while 'comfort' is a broader term for making someone feel better.

solaceتسلّا

ادبی/رسمی. آرامش یا تسکین در زمان پریشانی یا غم. 'او پس از فقدانش در موسیقی تسلّا یافت'. در حالی که شبیه هستند، 'solace' اغلب به آرامش عمیق‌تر و عمیق‌تری در غم اشاره دارد، در حالی که 'reassurance' معمولاً در مورد کاهش اضطراب است.

Literary/formal. Comfort or consolation in a time of distress or sadness. 'He found solace in music after his loss'. While similar, 'solace' often implies a deeper, more profound comfort in grief, whereas 'reassurance' is typically about allaying anxieties.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000