rebury

re·bur·y/ˌriːˈbɛri/
re-againburyto place in the ground
verb (فعل)formalpast (گذشته): reburiedpast participle (مفعولی): reburied-ing (حال): reburying3rd (سوم): reburies

فعل — دوباره دفن کردن

دوباره دفن کردن

مجدد دفن کردن

To bury again

«بقایای جنازه پس از مراسم دوباره دفن شد.»

The remains were rebury after the ceremony.

«آن‌ها حیوانات را در جنگل دوباره دفن می‌کنند.»

They rebury animals in the forest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000