rebuking

re·buk·ing/rɪˈbjuːkɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rebukedpast participle (مفعولی): rebuked-ing (حال): rebuking3rd (سوم): rebukes

فعل — توبیخ کردن (به صورت استمرار)

توبیخ کردن (به صورت استمرار)سرزنش کردن

صفت مفعولی از «rebuke»: بیان یا دادن توبیخ شدید.

Present participle of 'rebuke': expressing or giving a sharp reprimand.

«او به دلیل دیرکرد به او توبیخ می‌کند.»

She is rebuking him for being late.

«مدیر کارکنان را برای اشتباهات توبیخ می‌کرد.»

The manager was rebuking the staff for mistakes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000