recombine

re·com·bine/ˌriːkəmˈbaɪn/
re-againcombineto join together
verb (فعل)technicalpast (گذشته): recombinedpast participle (مفعولی): recombined-ing (حال): recombining3rd (سوم): recombines

فعل — دوباره ترکیب کردن

دوباره ترکیب کردناز نو پیوستن

دوباره یا از نو به هم پیوستن

To join together again or anew

«سلول‌ها دوباره ترکیب می‌شوند تا بافت تازه بسازند.»

The cells recombine to form new tissue.

«دو شرکت منابع خود را دوباره ترکیب کردند.»

The two companies recombined their resources.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000