reconceive

re·con·ceive/ˌriːkənˈsiːv/
re-againconceiveto form an idea
verb (فعل)formalpast (گذشته): reconceivedpast participle (مفعولی): reconceived-ing (حال): reconceiving3rd (سوم): reconceives

فعل — بازاندیشی کردن

بازاندیشی کردنتصور جدید داشتن

یک موضوع را به شیوه‌ای جدید یا متفاوت در نظر گرفتن یا تصور کردن

To think about or imagine something in a new or different way

«هنرمند مفهموم زیبایی را بازاندیشی کرد.»

The artist reconceived the concept of beauty.

«آن‌ها پس از دریافت بازخورد پروژه را به شیوه‌ای جدید تصور کردند.»

They reconceived the project after feedback.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000