recompute

re·com·pute/ˌriːkəmˈpjuːt/
re-againcomputeto calculate
verb (فعل)technicalpast (گذشته): recomputedpast participle (مفعولی): recomputed-ing (حال): recomputing3rd (سوم): recomputes

فعل — دوباره محاسبه کردن

دوباره محاسبه کردنمحاسبه مجدد

دوباره محاسبه کردن

To calculate again

«لطفاً جمع‌ها را با دقت دوباره محاسبه کنید.»

Please recompute the totals carefully.

«سیستم پس از به‌روزرسانی داده‌ها را دوباره محاسبه می‌کند.»

The system recomputes data after updates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recalculateدوباره محاسبه کردن

رایج است. معنی مشابه دارد؛ قابل تعویض است.

Common. Same meaning; interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000