recommission

re·com·mis·sion/ˌriːkəˈmɪʃən/
re-againcommissionto authorize or put into service
verb (فعل)formalpast (گذشته): recommissionedpast participle (مفعولی): recommissioned-ing (حال): recommissioning3rd (سوم): recommissions

فعل — دوباره به کار انداختن

دوباره به کار انداختنمجوز مجدد دادن

دوباره در خدمت قرار دادن یا مجوز دادن، معمولاً درباره ماشین‌آلات یا پروژه‌ها.

To put back into service or authorize again, often referring to machinery or projects.

«کارخانه پس از تعمیرات دوباره به کار افتاد.»

The plant was recommissioned after repairs.

«آن‌ها پس از بازسازی کشتی را دوباره راه‌اندازی کردند.»

They recommissioned the ship after refurbishment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reactivateفعال کردن دوباره

معمولی. در زمینه ماشین‌آلات یا سیستم‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Used interchangeably in context of machinery or systems.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000