verb (فعل)commonpast (گذشته): recombinedpast participle (مفعولی): recombined-ing (حال): recombining3rd (سوم): recombines
فعل — دوباره ترکیب کردن
دوباره ترکیب کردندوباره متحد شدن
دوباره به هم پیوستن یا متحد شدن، معمولاً درباره مواد یا عناصر.
Joined or united again, often referring to substances or elements.
«مواد شیمیایی دوباره ترکیب شدند و ماده جدیدی ساختند.»
“The chemicals recombined to form a new substance.”
«تیمها پس از جدایی کوتاه دوباره متحد شدند.»
“The teams recombined after a brief separation.”
تفاوت با واژههای مشابه
reunited— دوباره متحد شدن
معمولی. وقتی دوباره به هم پیوستن است قابل کاربرد است.
Common. Can overlap in meaning relating to things joining again.