adjective (صفت)common
صفت — دوباره متحد شدن
دوباره متحد شدندوباره گردهم آمدن
دوباره پس از جدایی به هم پیوسته شده
Having been brought together again after separation
«خانوادهی دوباره گردهم آمده با شادی جشن گرفت.»
“The reunited family celebrated with joy.”
«آنها پس از سالها جدایی دوباره به هم پیوستند.»
“They were reunited after many years apart.”