reddest

red·dest/ˈrɛdɪst/
redthe color red-destsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): reddersuperlative (عالی): reddest

صفت — بیشترین قرمز

بیشترین قرمزسرخ‌ترین

بیشترین قرمزی در رنگ؛ عمیق‌ترین طیف رنگ قرمز.

The most red in color; deepest shade of red.

«او سرخ‌ترین لباس را در مهمانی پوشید.»

She wore the reddest dress at the party.

«سیب به بیشترین حد قرمزی خود رسید.»

The apple turned the reddest it had ever been.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crimsonقرمز تیره

رایج. اشاره به رنگ قرمز تیره دارد.

Common. Refers to a deep red color.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000