adverb (قید)literarytype (نوع): manneradjective (صفت): redposition (جایگاه): end
قید — به طور سرخرنگ
به طور سرخرنگبا قرمزی
به شیوهای قرمز یا قرمز مایل به سرخی؛ با حالت قرمزی.
In a red or reddish manner; with redness.
«بعد از دویدن، گونههایش به طور سرخرنگ درخشید.»
“Her cheeks glowed redly after running.”
«آسمان در سپیدهدم به طور سرخآلود روشن شد.»
“The sky lit redly at dawn.”