redly

red·ly/ˈrɛdli/
redcolor red-lyadverb form
adverb (قید)literarytype (نوع): manneradjective (صفت): redposition (جایگاه): end

قید — به طور سرخ‌رنگ

به طور سرخ‌رنگبا قرمزی

به شیوه‌ای قرمز یا قرمز مایل به سرخی؛ با حالت قرمزی.

In a red or reddish manner; with redness.

«بعد از دویدن، گونه‌هایش به طور سرخ‌رنگ درخشید.»

Her cheeks glowed redly after running.

«آسمان در سپیده‌دم به طور سرخ‌آلود روشن شد.»

The sky lit redly at dawn.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000