refiner

re·fin·er/rɪˈfaɪnər/
re-again/intensivefinepure/excellent-erone who does
1noun (اسم)commonplural (جمع): refiners

اسم — پالایشگر

پالایشگرتصفیه‌کننده

شخص یا شرکتی که ماده‌ای مانند نفت، شکر یا فلز را تصفیه یا پالایش می‌کند.

A person or company that refines a substance, such as oil, sugar, or metal.

«پالایشگر نفت، نفت خام را به بنزین و سایر محصولات تبدیل می‌کند.»

The oil refiner processes crude oil into gasoline and other products.

«او به عنوان تصفیه‌کننده در یک کارخانه شکر کار می‌کند.»

He works as a refiner in a sugar factory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
processorپردازشگر

رایج. اصطلاحی گسترده‌تر برای کسی یا چیزی که مواد خام را به محصول نهایی تبدیل می‌کند. هنگامی که refiner نقش پردازش را ایفا می‌کند، قابل جایگزینی است. مثال: 'یک پردازشگر مواد غذایی' درست است، 'یک پردازشگر نفت' نیز برای پالایشگر نفت درست است.

Common. A broader term for someone or something that processes raw materials into a finished product. Interchangeable when the 'refiner' is performing a processing role. Example: 'A food processor.' works, 'An oil processor.' also works for an oil refiner.

purifierخالص‌کننده

رایج. کسی یا چیزی که ناخالصی‌ها را از یک ماده حذف می‌کند. هنگامی که فرآیند پالایش عمدتاً مربوط به خالص‌سازی چیزی است، قابل جایگزینی است. مثال: 'یک تصفیه‌کننده آب' درست است، 'یک خالص‌کننده طلا' نیز درست است.

Common. Someone or something that removes impurities from a substance. Interchangeable when the refining process is primarily about making something pure. Example: 'A water purifier.' works, 'A gold purifier.' also works.

2noun (اسم)commonplural (جمع): refiners

اسم — دستگاه پالایش

دستگاه پالایشماشین تصفیه

یک دستگاه یا ماشین مورد استفاده برای تصفیه یا پالایش.

A device or machine used for refining.

«دستگاه پالایش جدید به طور قابل توجهی خلوص فلز را بهبود بخشید.»

The new refiner greatly improved the purity of the metal.

«آنها یک دستگاه پالایش پیشرفته در کارخانه نصب کردند.»

They installed an advanced refiner in the plant.

3noun (اسم)literaryplural (جمع): refiners

اسم — بهبود دهنده

بهبود دهندهکامل کننده

فردی که چیزی را بهبود می‌بخشد یا کامل می‌کند، به ویژه از نظر کیفیت یا جزئیات.

A person who improves or perfects something, especially in terms of quality or detail.

«او یک پالایشگر دقیق زبان و سبک است.»

She is a meticulous refiner of language and style.

«ویراستار به عنوان بهبود دهنده پیش‌نویس اولیه نویسنده عمل کرد.»

The editor acted as a refiner of the author's initial draft.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000