relay

re·lay/ˈriːleɪ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): relayedpast participle (مفعولی): relayed-ing (حال): relaying3rd (سوم): relays

فعل — انتقال دادن

انتقال دادنرساندن

انتقال دادن اطلاعات، پیام یا سیگنال از یک شخص یا دستگاه به دیگری.

To pass along information, messages, or signals from one person or device to another.

«آن‌ها پیام را به تیم بعدی منتقل کردند.»

They relayed the message to the next team.

«برج‌های رادیویی سیگنال‌ها را در سراسر منطقه انتقال می‌دهند.»

The radio towers relay signals across the region.

تفاوت با واژه‌های مشابه
transmitانتقال دادن

رسمی است و برای سیگنال و داده کاربرد دارد، در متن‌های فنی معمولا جایگزین relay می‌شود.

Formal. Often used for signals and data, interchangeable with relay especially in technical contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): relays

اسم — مسابقه امدادی

مسابقه امدادی

مسابقه‌ای که اعضای تیم به ترتیب بخش‌هایی از مسیر را می‌دوند.

A race in which several team members take turns running part of the distance.

«تیم به راحتی مسابقه امدادی را برد.»

The team won the relay race easily.

«او قطعه آخر مسابقه امدادی را دوید.»

She ran the final leg of the relay.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raceمسابقه

رایج است و مسابقه را می‌گوید ولی relay مسابقه تیمی با پاس دادن چوب است.

Common. General competitive running event; relay specifies team and baton passing, so not interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000