reminded

re·mind·ed/rɪˈmaɪndɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): remindedpast participle (مفعولی): reminded-ing (حال): reminding3rd (سوم): reminds

فعل — یادآوری کرد

یادآوری کرد

گذشته فعل یادآوری کردن؛ باعث شد کسی چیزی را به یاد بیاورد.

Past tense of remind; caused someone to remember something.

«او درباره جلسه به من یادآوری کرد.»

He reminded me about the meeting.

«او به او یادآوری کرد که به مادرش زنگ بزند.»

She reminded him to call his mother.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promptedانگیخت

رسمی. به معنی ایجاد یادآوری یا انجام کاری، در برخی موارد با reminded قابل جایگزینی است.

Formal. Means causing a memory or action to happen, interchangeable with reminded in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000