reminder

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·mind·er/rɪˈmaɪndər/
re-again / backmindto remember / think-erone who / that which
noun (اسم)commonplural (جمع): reminders

اسم — یادآور

یادآوریادآورییادداشت یادآوری

یادداشتی یا پیامی که به کسی کمک می‌کند چیزی مهم را به یاد بیاورد.

A note or message to help someone remember something important.

«برای یادآوری دارو یادآور تنظیم کردم.»

I set a reminder to take my medicine.

«ایمیل یادآوری مفیدی برای مهلت بود.»

The email was a helpful reminder for the deadline.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promptیادآوری

رسمی/پرکاربرد. در زمینه علامت‌ها یا نشانه‌های حافظه جایگزین reminder می‌شود اما در یادداشت‌های غیررسمی کمتر کاربرد دارد.

Formal/common. Can replace 'reminder' in contexts relating to cues or signals that trigger memory — 'a prompt for a meeting' works well; less suitable in casual notes.

notificationاطلاع‌رسانی

متداول/فنی. وقتی یادآوری به صورت دیجیتال باشد کاربرد دارد، مثلا روی گوشی ظاهر شود، ولی برای یادداشت‌ دست‌نویس نیست.

Common/technical. Used when the reminder is electronic or digital — 'a phone notification' fits, but not for handwritten notes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000