reminiscing

re·mi·nis·cing/ˌrɛmɪˈnɪsɪŋ/
re-againminisceto remember or mention
verb (فعل)commonpast (گذشته): reminiscedpast participle (مفعولی): reminisced-ing (حال): reminiscing3rd (سوم): reminisces

فعل — خاطره گفتن

خاطره گفتنیادآوری کردن

حال استمراری فعل reminisce: بازخوانی و صحبت درباره تجربیات گذشته.

Present participle of reminisce: to recall and talk about past experiences.

«آن‌ها درباره روزهای مدرسه‌شان خاطره گفتند.»

They were reminiscing about their school days.

«شب را به یادآوری روزهای قدیم گذراندیم.»

We spent the evening reminiscing old times.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recallبه یاد آوردن

متداول. به یادآوری معنا دارد؛ reminiscing بیشتر به بیان خاطرات اشاره دارد.

Common. Means to remember; reminiscing involves sharing memories orally or thoughtfully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000