remoteness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·mote·ness/rəˈmoʊtnəs/
re-again / back / awaymoteto be distant-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — دوری

دوریفاصله دور

حالت یا ویژگی دور بودن از نظر فاصله یا زمان.

The state or quality of being far away in distance or time.

«دور افتادگی آن روستا باعث دشواری تامین کالاها می‌شود.»

The remoteness of the village makes it hard to get supplies.

«در هنگام تفکر، دوری گذشته را احساس کرد.»

He felt the remoteness of the past during his reflection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distanceفاصله

روزمره و معمولی. وقتی منظور فاصله‌ی مکانی است می‌تواند جایگزین remoteness شود، مثل «فاصله از شهر». برای معانی انتزاعی کاربرد ندارد.

Common everyday. Can replace remoteness when referring to physical space, e.g., 'the distance from the city'. Not interchangeable for abstract senses.

isolationانزوا

رسمی/غیررسمی. به جدایی و تنهایی تاکید دارد. وقتی دوری به معنی جدا بودن اجتماعی است جایگزین remoteness می‌شود.

Formal/informal. Related but emphasizes separation and loneliness; can replace remoteness primarily when social separation is implied.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000