remoulded

re·mould·ed/ˌriːˈmoʊldɪd/
re-againmouldform or shape-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): remouldedpast participle (مفعولی): remoulded-ing (حال): remoulding3rd (سوم): remoulds

فعل — دوباره قالب زده شده

دوباره قالب زده شدهدوباره شکل یافته

شکل داده یا قالب زده شدن دوباره در گذشته، معمولاً درباره اشیاء یا مواد.

Shaped or formed again in the past, often referring to objects or materials.

«گل دوباره قالب زده شد تا کوزه جدید ساخته شود.»

The clay was remoulded to create a new pot.

«آجرهای قدیمی برای نوسازی دوباره قالب زده شدند.»

Old bricks were remoulded for the renovation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000