renewed

re·newed/rɪˈnuːd/
re-againnewfresh or recent-edpast participle, adjective form
adjective (صفت)common

صفت — تجدید شده

تجدید شدهبازسازی شده

دوباره تازه یا احیا شده پس از وقفه یا رکود

Made new again or restored after a break or decline

«قرارداد تجدید شده برای یک سال دیگر امضا کردند.»

They signed a renewed contract for another year.

«او بعد از تعطیلات احساس انرژی دوباره داشت.»

She felt renewed energy after the holiday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restoredبازیابی شده

رایج. معمولا به تعمیر اشاره دارد نه فقط تکرار.

Common. Similar meaning but often implies repair rather than just repetition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000