expired

ex·pired/ɪkˈspaɪərd/
ex-out, beyondspireto breathe-edpast tense suffix
adjective (صفت)common

صفت — منقضی شده

منقضی شدهباطل

که دیگر اعتبار یا اثر ندارد، معمولاً درباره زمان انقضا مثل مدرک یا غذا

no longer valid or effective, usually referring to time limits like documents or food

«گذرنامه منقضی شده است.»

The passport is expired.

«این کوپن هفته گذشته منقضی شده است.»

This coupon expired last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
invalidنامعتبر

رسمی. برای مدارک یا اسنادی که منقضی شده‌اند معمول است.

Formal. Often used for documents/papers that have expired.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000