expire

ex·pire/ɪkˈspaɪər/
ex-out, awayspirebreathe, from Latin spirare
verb (فعل)commonpast (گذشته): expiredpast participle (مفعولی): expired-ing (حال): expiring3rd (سوم): expires

فعل — منقضی شدن

منقضی شدنبه پایان رسیدن

به پایان رسیدن؛ مخصوصاً برای زمانی که چیزی دیگر معتبر نیست.

To come to an end; especially used for dates when something is no longer valid.

«شیر هفته آینده منقضی می‌شود.»

The milk will expire next week.

«گذرنامه‌اش ماه گذشته منقضی شد.»

His passport expired last month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
endپایان یافتن

رایج. واژه‌ای عمومی برای پایان یافتن؛ در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است اما expire رسمی‌تر است.

Common. General term for stopping; interchangeable in many contexts but 'expire' is more formal or legalistic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000